الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )

113

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )

رواياتى را كه دستاويز امثال محدث نورى شده است مىآوريم تا حكم موارد ديگر ، از راه مقايسه با اين بخش دانسته شود و معلوم گردد كه چگونه ظاهر عبارات - بىآنكه در پيرامون آن به انديشه بنشينند و حقيقت مطلب را دريابند - اينان را فريفته است . اينك روايات ياد شده را به‌عنوان بهترين شاهد از نظر مىگذرانيم : در كافى جايى براى شبهه نيست مرحوم كلينى در كتاب الحجه از اصول كافى بابى را تحت عنوان « إنه لم يجمع القرآن كلّه إلّا الأئمة عليهم السلام و إنّهم يعلمون علمه كلّه » « 1 » باز نموده است . مقصود ايشان از « جمع القرآن كله » همان است كه در عبارت بعدى با آوردن واو عطف - كه در اينجا نقش عطف تفسيرى دارد - بيان داشته ؛ يعنى : علم كامل آن نزد آنان بوده است . دليل بر اين مدعا روايات ششگانه‌اى است كه در ضمن اين باب آورده است . از اين دسته ، روايات دوم ، سوم ، چهارم و پنجم دچار ضعف سند است . درباره صحت روايات نخست نيز اختلاف است . مىماند روايت ششم كه آن هم حسنه است و در اعتبار مانند حديث صحيح مىباشد ؛ همانگونه كه مجلسى در شرح آنها آورده است . « 2 » حديث اول چنين است : « هركس ادعا كند قرآن را همانگونه كه فرو فرستاده شده ، جامع بوده است دروغگوست ؛ چون جامع و حافظ قرآن ، مطابق با آنچه خداوند نازل نموده ، تنها على بن ابى طالب و ديگر امامان عليهم السلام مىباشند » . مقصود از عبارت « جمع القرآن كما أنزل » اشاره به مصحف على عليه السّلام است ، زيرا - همانگونه كه در كتاب التمهيد به تفصيل بيان كرده‌ايم « 3 » - آن حضرت ، تمامى قرآن را بر حسب ترتيب نزول و با ذكر تفسير و تأويل آن در مصحف خود گرد آورده بود . اين مصحف در دست ائمه اطهار عليهم السّلام دست‌به‌دست گشته است و همانگونه كه كلبى گفته است اگر يافت مىشد ، دانش بسيارى در آن مشاهده مىگرديد . به هر تقدير ، كيفيت جمع قرآن در مصحف حضرت امير عليه السّلام ارتباطى با مسأله

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 228 . « يعنى قرآن را تنها ائمه عليهم السّلام جامع بوده و به ظاهر و باطن آن كاملا آگاهى داشتند » . ( 2 ) . مرآة العقول ، ج 3 ، ص 34 - 30 . ( 3 ) . التمهيد فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 295 - 292 .